خانه / مطالب عمومی / ارتباط بین مغز بزرگ و موفقیت

ارتباط بین مغز بزرگ و موفقیت

ارتباط بین مغز بزرگ و موفقیت

محققان انگلیسی مطرح کردند

bmecenter-jpg4

تحقیقات انجام شده توسط محققان بریتانیایی نشان می‌دهد که هوش و موفقیت بیشتر با دور سر بزرگ و حجم مغز در ارتباط است.

 یک پژوهش جدید نشان می‌دهد بچه‌هایی که با سر بزرگ متولد می‌شوند، در آینده انسان‌های باهوش‌تر و موفق‌تری هستند.

پژوهش اخیر که بر روی نیم میلیون بریتانیایی انجام شده نشان دهنده ارتباط بین ژن‌های آنها، سلامت جسمی و روانی و مسیری است که در طول زندگی طی می‌کنند.

ارتباط بسیار معنی داری بین نمرات آزمون شناختی این پژوهش و مشخصات پلی ژنیک، از جمله حجم داخل جمجمه، دور سر نوزاد و توانایی شناختی دوران کودکی وجود دارد.

پروفسور یان  دیری، از دانشگاه ادینبرو، که رهبری این پژوهش را بر عهده دارد اظهار کرد: یکی از فاکتورهای مهمی که با هوش بسیار زیاد و موفقیت ارتباط دارد ژن است.

شواهد جدید به دست آمده به قدری دقیق است که کارشناسان ادعا می کنند که با واسطه آنها و براساس دی‌.ان‌.ای می‌توان دانشگاه رفتن یک فرد را در زمان کودکی پیش‌بینی کرد.

نتایج این پژوهش در Molecular Psychiatry journal به چاپ رسیده است.

نکته های بسیار متعددی وجود دارد که انسان را به یک گونه منحصر به فرد تبدیل کرده است اما در میان تمام این موارد مغز و ذهن ما در صدر این فهرست قرار می گیرند. ذهن انسان می تواند کارهای شناختی چون استفاده از زبان، تجسم آینده دور و پی بردن به تفکر دیگران و حدس آن را انجام دهد که سایر حیوانات نمی توانند.

دانشمندان از مدتها پیش تصور می کردند که مغز بزرگ و ذهن قدرتمند به هم مرتبط هستند. از سه میلیون سال پیش فسیل اقوام باستانی ما نشان دهنده یک افزایش چشمگیر در اندازه مغز بوده است. وقتی که رشد جمجمه ای انسان صورت گرفت نشانه هایی از شکل گیری ذهن پیچیده هم مشاهده شد و این نشانه ها در ساخت ابزارهای سنگی پیچیده تر و نقاشی روی دیوارهای غارها قابل مشاهده است.

دانشمندان از مدتها قبل در تلاش بودند به این نکته پی ببرند که چگونه یک افزایش ساده در اندازه مغز می تواند به تکامل این تواناییها منتهی شود. اکنون دو عصب شناس از دانشگاه هاروارد یک توضیح قوی اما ساده برای این موضوع ارائه کرده اند. این محققان استدلال کرده اند که در نیاکان ما که مغزهای کوچکتری داشتند عصبها به شکل ساده تری با یکدیگر ارتباط داشتند، وقتی که مغز نیاکان ما بزرگتر شد این ارتباطها از بین رفت و موجب شد که عصب ها مدارهای جدیدی تشکیل دهند.

دکتر راندی ال باکنر و دکتر فنا کرینن ایده خود را فرضیه افسار نامگذاری کرده و آن را طی مقاله ای در مجله گرایشهای علوم شناختی منتشر کردند. این محققان نظریه خود را پس از تهیه نقشه های جزئی از ارتباطهای مغزی انسان و پستانداران با استفاده از اسکنرهای f.M.R.I ارائه کردند. وقتی که آنها نقشه های خود را از گونه های دیگر با مغز انسان مقایسه کردند تفاوتهای چشمگیری قابل مشاهده بود.

لایه خارجی مغز پستانداران به دو منطقه قشری حسی و حرکتی تقیسم شده است. برای مثال قشر بینایی پشت مغز را اشغال کرده است که در این قسمت عصبها سیگنالهای چشم را پردازش می کنند و لبه ها، سایه ها و سایر ویژگیهای بصری را تشخیص می دهند. برای سایر حسها هم قشر در نظر گرفته شده است. قشرهای حسی به سیگنالهای مناطق قشرهای حرکتی متکی هستند. قشرهای حرکتی فرمان صادر می کنند. این مدار و اتصال برای کنترل رفتار اولیه پستانداران مناسب است. این رفتار نسبتا ساده چگونگی سیم کشی عصبهای ما را توضیح می دهد. عصبها در این منطقه عمدتا ارتباطهای کوتاهی با منطقه همسایه ایجاد می کنند. آنها سیگنالها را در مغز سلسله وار و به شکل دست به دست از قشرهای حسی گرفته و به قشرهای حرکتی منتقل می کنند.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*